۱۰/۰۳/۱۳۸۴

ما ايران هستيم

کتاب جديدی به بازار عرضه شده به نام «ما ايران هستيم.» من اين کتاب را نخوانده ام ولی از آنچه در شرح کتاب خواندم در باره وبلاگ نويسان ايرانی است که می خواهند هويت جديدی به ايران و ايرانی بودن بدهند. در زير عنوان کتاب به عنوان توضيح درج شده که «ايرانيان واقعی امروز، به زبان خودشان.» بر روی جلد کتاب هم عکس چند جوان ايرانی است که به نظر می رسد دارند برای هم پيغام تکستی می فرستند. عکس ديگر از دو خانم جذاب ايرانی است که کاپوچينو می نوشند. البته کاپوچينو نوشيدن و خوش و بش کردن با دوستان اشکالی ندارد و خود منهم بدم نمی آمد با اين دختر خانم ها کاپوچينو بنوشم و گپ بزنم. مشکل تصويری است که چنين کتاب هايی از ماهيت ايرانی به غربی ها تداعی کنند. اينهم عکس روی جلد:




از قرار معلوم هويت ايران و ايرانی بودن تغيير کرده. تا آنجايی که من می فهمم هدف نويسنده چنين کتابی اينست که چهره «خشنی» که در غرب از ايران به نمايش می گذارند غلط است. می خواهد بگويد که ايرانی ها هم مثل همه مردم ممالک پيشرفته هستند، در حقيقت اگر آن روسری ها را از عکس حذف کنيد، عين مردم ممالک پيشرفته هستند و خيلی متجدد تشريف دارند. من فقط می توانم حدس بزنم آن تکه پارچه ای که در پشت سر بسته شده هم از روی اجبار است.

حالا سئوالی که باقی می ماند اگر اينها و وبلاگ نويس های دور از وطن نشسته (که شامل حقير می شود) و جوان های شيک و پيک تهرانی ايران هستند، پس بقيه ايرانی ها چه هستند. هر کس که وبلاگی راه انداخت که باعث شد چند صد يا هزار وبلاگ خوان و وبلاگ نويس ديگر را به سوی خودش و افکارش و نوشته هايش جلب کند به اين «ايران» پيوسته و اکثريت مردم که به کار خودشان مشغولند چون فراغت خاطر ما غربت نشينان را ندارند ويا از طبقه دانشجو و فرهيخته نيستند، ايران نيستند.

پس چه هستند؟ اگر عنوان کتاب بود که «ما هم ايران هستيم» ويا «ما بخش کوچکی از ايران هستيم» من اشکالی در آن نمی ديدم. ولی طوری که اين کتاب عرضه شده می خواهد در ذهن خواننده تداعی کند که در حقيقت اين اقليت شمال شهر نشين تهرانی، ايرانی هستند و بقيه ايران در حقيقت يا وجود ندارد ويا ايران نيستند. آن هايی که در نماز جمعه خيابان های اطراف دانشگاه را پر می کنند، ايران نيستند. آنهايی که به مسجد می روند، به زيارت قم و مشهد می روند، ايران نيستند. آنهايی که اينطور مجذوب فرهنگ غربی نشده اند، ايران نيستند. و کسانی که در عکس های زير می بينيد، و هزاران بار در کوچه و خيابان ها و دشت های پهناور ايران با آنها روبرو شده ايد ايران نيستند.

نه قربان، اين ايران نيست. اين مدلی از تهرانجلس است که در تهران پياده شده است.






نظرات: ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]



پیوندهای مربوط به این پیام:

ایجاد یک پیوند



<< صفحهٔ اصلی
:رأی بدهيد Balatarin

This page is powered by Blogger. Isn't yours?

اشتراک در پست‌ها [Atom]

تنها با ذكر كامل منبع ، استفاده از مطالب وبلاگ آزاد است ©