۱۲/۲۶/۱۳۸۵

آيا می توان ملاها را اصلاح کرد؟

چامسکی می گويد عده ای اسم سياست خارجی آمريکا بعد از جنگ دوم جهانی را «سياست نيات پاک» گذاشته اند. براساس اين طرز فکر، با اينکه آمريکا هميشه خواسته کار درست را انجام دهد و به جهان دموکراسی و آزادی ارائه کند، ولی گاهی اوقات اين نيت پاک به خطا رفته و اوضاعی بوجود آمده که اخيراً در عراق و افغانستان شاهد بوده ايم.

زمانيکه در ايران و گواتمالا و شيلی و بسياری کشورهای ديگر کودتا راه می اندازد، نيت بدی در کار نيست و اينکه بعضی ها ادعا می کنند برای سرنگونی حکومت های دموکراتيک و مردمی اين کار ها را کرده از روی کم لطفی و بدبينی است. اين اقدامات صرفاً برای ارائه نوع حکومتی به مردم اين کشورهاست که برای آنها بهترين است و با نقشه های خاصی که سياستمداران آمريکايی برای مردم اين کشورها چيده اند همخوانی دارد. آمريکا به کشورهای جهان سوم می خواهد بفهماند که اگر به فلان رئيس جمهور و دولت و منش سياسی رأی می دهيد، خود شما هم خوبی خودتان را نمی دانيد. پس به «مرد سفيد» نياز داريد که بهتان بگويد که چه بايستی بکنيد. نمونه اش را در فلسطين اشغالی شاهد بوده ايم که يکی از معدود دولت های منطقه که به طور دموکراتيک انتخاب شد، مورد تحريم آمريکا و دنيای غرب قرار گرفته است.

مقاله ای را در روزنامه نيويورک تايمز می خواندم که فکر نمیکنم به فارسی ترجمه شده باشد. اين مقاله را عباس ميلانی نوشته که از اين طرز فکر حمايت می کند. قبلاً هم در همين مايه ها و برای همين روزنامه چيزهايی نوشته است. عنوان مقاله اينست: «چه چيزی ملاهای ايران را می ترساند؟»

در طول مقاله به تعداد هشت بار از واژه «ملا» استفاده می شود. نويسنده می خواهد با استفاده از تکرار مکرر اين واژه، هرگونه مشروعيت را از سيستم حکومتی ايران بگيرد. می خواهد که برتری جامعه غربی بر يک جامعه شرقی و عقب افتاده را به خواننده يادآوری کند. هنگاميکه خواننده غربی با اين واژه مواجه می شود، اولين چيزی که به فکرش خطور می کند، بازارهای بغداد در فيلم های علاء الدين و دزد بغداد است. پس هرگونه گفتگو با چنين اشخاص خشک مغزی بی معنی است و تنها راه مقابله زور ويا تهديد است.

پس از آن اعلام می دارد که با هرگونه حمله نظامی به ايران مخالف است و اين مخالفت به اين دليل نيست که ممکن است صدها هزار (و شايد ميليون ها) انسان بيگناه کشته ويا آواره شوند، نه. بلکه چنين حمله ای موجب می شود که اتحاد کشورهای غربی و آمريکا بر عليه ج.ا. از هم بپاشد. چنين حمله ای موجب می شود که چين، روسيه و بعضی کشورهای اروپايی با «ملاها» همدردی کنند. موجب می شود که قيمت نفت بالا رفته و درآمد جمهوری اسلامی را افزايش دهد. و دست آخر موجب می شود که موجب احيای کسانی در تهران بشود که جنگ طلب هستند! اين آخری برای من خيلی جالب بود. بنا بر اين طرز فکر، کسانی در داخل حکومت ايران که می خواهند از مملکتشان دفاع کنند، در حقيقت جنگ طلب هستند و کشوری که در وحله اول به يک کشور مستقل حمله کرده جنگ طلب نيست. البته خيلی بهتر بود که همه پرچم سفيد را به احتزاز در می آوردند و نيروهای آمريکايی را به خانه هايشان راه می دادند. آنوقت جيره خوارانی مانند آقای ميلانی می توانستند با جلال و جبروت به خانه هايشان برگردند.

پس به عقيده نويسنده، حمله نظامی به ايران ممکن است نه تنها به منافع امپراتوری کمک نکند که هيچ، بلکه نتيجه معکوس هم بدهد. و اين مشکل اساسی است که در چنين سناريويی می بيند. اگر قرار بود که با اين حمله ميليون ها کشته شوند و حوزه نفوذ امپرياليسم که از هر طرف ايران را احاطه کرده به داخل مملکت هم گسترش پيدا کند، کاملاً با چنين حمله ای موافق بود. اگر چنين حمله ای موجب می شد که حکومت «ملاها» به پايان رسيده و در عين حال هرگونه جنبش اجتماعی که در داخل مملکت وجود دارد خاموش و معدوم شود (همانگونه که بعد از کودتای آمريکايی/انگليسی خاموش و معدوم شد) کاملاً با چنين حمله ای موافق بود.

چون هرچه باشد آمريکا خوبی ملت ايران را می خواهد ولی خود مردم هنوز اين موضوع را درک نکرده اند و فکر می کنند می توان حکومت «ملاها» که تنها حکومت مستقل و پست – کلنيال (با اجازه هودر) در منطقه است را اصلاح کرد. می توان حکومت «ملاها» که تنها مانع در مقابل تشکل «خاورميانه بزرگ» است را اصلاح کرد. وتازه چنين اصلاحاتی اگر به نفع آمريکا و اسرائيل نباشد، پشيزی ارزش ندارد. هرگونه اصلاحاتی که به سوی استقلال، آزادی و دموکراسی واقعی برود برای منافع آمريکا در منطقه خطرناک است. هرگونه جنبش خودجوشی، می خواهد جنبش زنان باشد ويا کارگران با منافع امپرياليسم همخوانی ندارد. پس بايد جلويش را گرفت، مگر اينکه بتوان از آب آلوده ماهی گرفت.


نظرات:
محمد عزیز سال نو را به شما تبریک میگم و برای شما، خانواده و جامعه ایرانی سالی سر شار از محبت، سلامتی و سرافرازی آرزو می کنم
به امید روزهای آفتابی
 
ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]



پیوندهای مربوط به این پیام:

ایجاد یک پیوند



<< صفحهٔ اصلی
:رأی بدهيد Balatarin

This page is powered by Blogger. Isn't yours?

اشتراک در پست‌ها [Atom]

تنها با ذكر كامل منبع ، استفاده از مطالب وبلاگ آزاد است ©