۴/۳۰/۱۳۸۷

به گفتگوهای جليلی و سولانا می توان به صورت منفی نگاه کرد – همان کاری که مخالفين نظام در داخل و خارج مملکت سالهاست می کنند و برای خيلی هايشان راه نان درآوردن شده است. حکماً خود- تبعيدی های عصبانی همين حالا ايده هايی در سرشان چرخ می زند تا حيثت مملکت را بيش از اين لکه دار کنند. بگذريم.. چون خوشبختانه دنيای واقعی با آنچه در اين وبلاگستان می گذرد و آنچه رسانه های اينترنتی می خواهند به جماعت تحميل کنند بسيار تفاوت دارد.

ولی اگر بخواهيم به طور واقع بينانه به اين موضوع نگاه کنيم از هر نظر مثبت است.

ايران چند تا موشک به هوا پرتاب می کند و منافع آمريکا در منطقه را تهديد می کند. يکهو سروکله معاون وزير امور خارجه آمريکا در ميتينگ پيدا می شود. اين همان آمريکايی است که می گفت تا تعليق نشود با ايران گفتگو نخواهد کرد. اين همان آمريکايی است که آنقدر هارت و پورت داشت. ولی حالا ديگر حرف تعليق نيست. حرف برسر اينست که ايران فعاليت هايش را در همين سطحی که هست محدود کند که اين مسئله دومرتبه يک پيروزی ديگر برای طرف ايرانی است. يعنی اينکه طرف اروپايی و آمريکايی دارد کم کم و با پافشاری ايران از موضعش کوتاه می آيد.

ايران با پرتاپ چند موشک به آمريکا و اسرائيل فهمانيد که با کسی شوخی ندارند و اگر مورد حمله قرار گيرد از خودش دفاع می کند. آمريکا فهميده که اگر به ايران حمله کند ويا اگر نوچه اش در منطقه را مجبور کند اينکار را بکند، منافعش در خطر می افتد. حالا می خواهد عکس موشک ها فتوشاپ شده باشد ويا نشده باشد.

متأسفانه امپرياليزم فقط زبان زور حاليش می شود.


نظرات:
It was amazing to find a range of diasporic media and bloggers have a collective heart attack over the possibility that the manufactured crisis about Iran may be resolved. It is disgusting to see how these people literally feed off of this issue and work daily to fan the flames
 
Hi Niki, I agree. In the past I’ve tried to understand the mentality of these people. What makes them write those disgusting articles or draw those despicable cartoons etc. And to what end? But I think some of them are beginning to understand the fact that I.R. is here to stay, even Condoleezza Rice is beginning to realize that fact. Nobody talks about "regime change" any more and everybody talks about "dialogue" etc. So I hope very soon the dollars and euros which sustain these people will dry out and they go and find themselves honest jobs like driving cabs or working in dry-cleaning shops.
 
ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]



پیوندهای مربوط به این پیام:

ایجاد یک پیوند



<< صفحهٔ اصلی
:رأی بدهيد Balatarin

This page is powered by Blogger. Isn't yours?

اشتراک در پست‌ها [Atom]

تنها با ذكر كامل منبع ، استفاده از مطالب وبلاگ آزاد است ©