۴/۱۹/۱۳۸۸

علائم ظهور

بچه که بوديم کتابی را در خانه داشتيم که در مورد علائم ظهور امام زمان بود. نويسنده کتاب دانشمند اسلام شناسی بود که با پدرم اخوت داشت. پدر هر چند وقت يکبار اين کتاب را از روی تاقچه بر می داشت و چند سطری از آن را برای ما می خواند. خيلی از علائمی که می خواند تا حدودی با وضعيتی که آن زمان ها در ايران و دنيا برقرار بود مطابقت می کرد، يا می شد يک جوری آنها را تطبيق داد. اين موضوع برای ما که بچه بوديم ويا حتی برای پدرم که فکر کنم به اين علائم ظهور عقيده داشت جنبه سرگرمی و تفنن داشت. وقتی که کتاب به تاقچه بر می گشت تمام جريانات فراموش می شد و به زندگی عادی مان بر می گشتيم. به عبارت ديگر زندگی واقعی يک چيز بود و آنچه در کتاب علائم ظهور نوشته شده بود چيز ديگر. سعی نمی کرديم که همه وقايع روزگار و زندگی خودمان را براساس علائم ظهور برنامه ريزی کنيم. اين همان کاريست که بيشتر مردم می کنند. ظهور بيشتر يک جنبه معنوی دارد تا جنبه واقعی داشته باشد. همانطوريکه يهوديان در انتظار ظهور مسيح هستند ويا مسيحيان در انتظار بازگشت مسيحند. چيزيست که اتفاق خواهد افتاد ولی خدا می داند کی يا به چه صورت.

حالا حکومتی بر مملکتمان حکمرانی می کند که يکی از اصولش همين موضوع ظهور است. رئيس جمهوری داريم که فکر می کند بايستی اين موضوع ظهور را به تعجيل انداخت. بايستی جامعه را به سمتی سوق داد که اين ظهور به جلو بيافتد. اين ويدئو را خيلی هايمان ديده ايم.

برای خيلی ها اين حرفهايی که احمدی نژاد می زند ممکن است جنبه عوام فريبی داشته باشد. وقتی از هاله نور و غيره صحبت می کند، فکر می کنيم که شايد يک حالت روان پريشی داشته باشد. ولی فکر کنم موضوع خطرناک تر از اين باشد. اين فرد واقعاً خودش را به عنوان يک شخصيت تاريخی می بينيد. احساس می کند که قبل از پايان دوره چهارساله دومش امام زمان ظهور خواهد کرد! برای همين هم هست که از هرگونه دستاويزی استفاده می کند که در قدرت باقی بماند. به نظر می آيد که خامنه ای هم در اين راه با او همراه شده.

خيلی ها ممکن است تصور کنند هنگاميکه احمدی نژاد در مورد «استکبار جهانی» سخن می گويد منظورش همان امپرياليزم باشد که يک مفهوم مترقی است. ولی زمانی که اين فرد در مورد استکبار جهانی صحبت می کند منظورش کشور هايی مثل آمريکا و انگليس و غيره است که می خواهند موضوع ظهور را به تعويق بياندازند. برای همين هم هست که در اين جمع در مورد تحليلی صحبت می کند که از قرار معلوم آمريکايی ها از اوضاع منطقه داشته اند. خواسته اند با اشغال عراق ظهور را به تعويق بياندازند. «آنها فهميده اند که بناست در اين منطقه اتفاقاتی بيافتد.»

در مقابل چنين نيرويی که همانا می توان اسمش را کفر جهانی گذاشت نيرويی الهی وجود دارد که می خواهد مسئله ظهور را به جلو بياندازند. اين نيروی الهی می تواند از هر دست آويزی استفاده کند تا به آن هدف نهايی برسد. اگر در انتخابات تقلب می شود، دستان امام غايب در کار بوده که باعث شده اين تقلب ها به نتيجه برسند و اين فرد دومرتبه به صندلی قدرت باز گردد. هر گونه دروغی هم که می گويد و می گويند هم برای رسيدن به آن هدف نهايی است. کسانيکه در مقابلشان می ايستند را هم بخشی از همان کفر جهانی می دانند که دارد سعی می کند مسئله ظهور را عقب بياندازد.

در همين رابطه از سيبستان: فرقه آخرالزمان


نظرات:
Interesting. So, Ahmadinejad's idyllic idiocy (that is, rustic ignorance), added to the general autistic character of Iranian culture (which sees itself as the centre of the universe), super-added to Shia apocalypticism, may help explain the entire "philosophy" of this man. In other words, we are looking at a full-blown case of paranoid psychosis.

Alireza
 
مادربزرگ من هم وقتی جوون بوده در مکاتب قرآنی لیستی ازین قراین رو بهش تفهیم کرده بودن که هر بار چیز مشابهی اطراف ما پیدا می کرد که تو لیستش موجود بود دوباره برای ما تمام لیست رو مرور می کرد. از جمله: آخر زمان وقتیه که زنها مثل مردها و مردها مثل زنها لباس می پوشن (اشاره به من که دختر بودم و عاشق پوشیدن لباسهای برادرای بزرگ ترم!), یا آخر زمان وقتیه که زنها موهاشونو مثل کوهان شتر می بندن (اشاره به مدلهای زن که در کانال فشن به اصطلاح با همون مدل مو مشغول اجرا بودن). این آخریش از همه پدیده تر بود: آخر زمان وقتیه که آدمها قادر می شن چهره ی همدیگه رو ازین سر دنیا تا اون سر دنیا از توی اتاق خودشون ببینن (اشاره به وقتی که برای اولین بار دید که من با کمک یک مسنجر دارم با برادرم که اون سر دنیا زندگی می کنه چت می کنم و تصویرش رو هم هم زمان دارم!).
خوب مادر بزرگ من تمام عمرش بجز یک بار در ۴۰ سالگی و بعد از مرگ پدرش, موهای بافتشو کوتاه نکرد و بحز دامن و پیراهن زنانه نپوشید و اینترنت رو فقط ۵ سال آخر عمرش بود که تجربه کرد و انصافن آخر زمان برای هر نسلی مگه چیزی بیشتر از نهایت محدوده ی تصور و خیال و ترس اون نسل هم می تونه باشه؟!

Mani
 
ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]



پیوندهای مربوط به این پیام:

ایجاد یک پیوند



<< صفحهٔ اصلی
:رأی بدهيد Balatarin

This page is powered by Blogger. Isn't yours?

اشتراک در پست‌ها [Atom]

تنها با ذكر كامل منبع ، استفاده از مطالب وبلاگ آزاد است ©