۱۱/۲۲/۱۳۸۸

میلیون ها نفر کجا بودند؟

جاده های منتهی به شمال غوغا بود. همه داشتند خودشان را با هر مصیبتی به دریا کنار می رساندند. این جماعت همیشه در صحنه تصمیم گرفته بودند که جنبش میلیونی شان را در کنار آب برگزار کنند. شعارشان هم لرزه بر اندام حاکمیت انداخته بود: «بابا بی خیال، کباب بره را عشق هستش!»

یک آقای ریشو که این روزها زیاد از او حرفی نیست روزی گفته بود: «زحمتکشان به غیر از زنجیرشان چیزی را ندارند که از دست دهند.» این موضوع را نمی توان در مورد طبقه متوسط گفت. ما خیلی چیزها را داریم که نمی خواهیم یا نمی توانیم از دست بدهیم. همیشه هم یک راه فرار از واقعیت برایمان موجود است؛ این راه می تواند یک سفر به شمال یا خارج باشد. هر وقت هم که دلمان می گیرد یک کنسرت ابی در دوبی حال می دهد. چون در آنجا می توانیم با آزادی کامل «مرگ بر دیکتاتور» بگوییم.

حاکمیت هم این را می داند و برای همین هم هست که سی سال آزگار سرکار باقی مانده اند.

مارک تواین روزی گفته بود که «خبر فوت من بسیار اغراق آمیز بود.»

انگار خبر مرگ این رژیم هم همینطور.




نظرات:
kamelan ba shoma movafegh hastam. Albatte man khodam inv ar hastam va hagh nadaram be kesi begamb ereh ya sarzanesh bekonam kesir a. vali be onvane kasi ke nazer ast bayad begam ke bishtare mardoom e iran bikhialeshh astand, vali yek meghdari hazerand jane khodeshon ra fadaye Iran va irani bekonand. Va dar zemn ba in karha na regim avaz misheh va na akhondha mirand.
 
I don’t think the apparent failure of 22 Bahman can be explained/excused by either the class background of the potential protest movement, or the first commenter’s reference to the fact that some middle-class people do, after all, participate in these protest actions. Historical battles for civil rights did not have to wait for participation by the proletariat. Think of the US in the 1960s and South Africa in the 1980s, among other examples, where broad sections of all classes pushed forward movements that helped to achieve certain fundamental rights. There is a character flaw in Iranians that we don’t like to talk about, but not talking about it won’t make it go away. The flaw is the lack of any real conception of the greater good among the great majority of Iranians. In other words, a lack of a "social consciousness," exemplified by the fact that "volunteer work" is strange concept to most Iranians. It is a “dog eat dog” world every day of the week in Iran, not just on Thursdays, when the only thing on Iranian people’s mind is to try to spend a couple of days away from the hellish working-world they themselves are responsible for.

Alireza
 
ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]



پیوندهای مربوط به این پیام:

ایجاد یک پیوند



<< صفحهٔ اصلی
:رأی بدهيد Balatarin

This page is powered by Blogger. Isn't yours?

اشتراک در پست‌ها [Atom]

تنها با ذكر كامل منبع ، استفاده از مطالب وبلاگ آزاد است ©