۱۰/۲۲/۱۳۸۶

خليج آمريکايی؟

اينهمه سروصدا و جنجال راه انداختن که خليج عربی نيست و خليج فارس است. بمب گوگلی ول کردن و در مورد تاريخ چندين و چندهزار ساله نوشتن. وقتی احمدی نژاد به کنفرانس سران عرب خليج رفت، کارتون کشيدن و مقاله انتقادی و فکاهی نوشتند که چرا احمدی نژاد به کنفرانسی رفته که تو آرمش نوشته «خليج عربی» (که بعداً معلوم شد از روی بی سوادی خودشون بوده).

اين چه خليج فارسی است که کشتی های غول پيکر آمريکايی در آن قراول ميرن و قايق های فسقلی ايرانی حتی نمی تونن به فاصله چند صد متری اونها بيان و بگن مادر فلان ها، شما اينجا چکار می کنين؟ اسم خودشان را هم گذاشتن نيروهای «متحد»!

در ويدئويی که سپاه منتشر کرده بود، به وضوح نشان داده شده که مأموريت قايق های ايرانی شناسايی اين کشتی ها بوده که شماره شان چيست، مقصدشان چيست و به چه سرعتی حرکت می کنن. ولی آمريکايی ها که هرجا می رن فکر می کنن خانه عمه است، خيلی بهشان برخورده. ميگن ايران خر کيست که حتی از ما سوال کند که در اين آبها که چندين و چندهزار کيلومتر از مملکتمان به دور است چه غلطی می کنيم.

اگه يک روز کشتی های استعمارگر اروپايی در آبهای دنيا به دزدی دريایی مشغول بودن و ثروت مردم رنگين پوست را غارت می کردن، حالا امپراتوری آنهم در قرن بيست و يکم مي خواد همون کار را بکنه و صدای کسی هم در نياد. خودشون برای خودشون قانون گذاشتن که بعله، وسط خليجی که هيچ ربطی به آمريکا و کشورهای استعمارگر نداره «آبهای بين المللی» است! آيا نظر مردم رنگين پوست را هم جويا شدن؟ به فرض کشتی «مرد رنگين پوست» به چند صد کيلومتری ساحل کشور خودشون بره، آيا الم شنگه راه نميندازن؟ آيا با توپ و تفنگ و خمپاره به اون حمله نمی کنن؟ اسمش را هم دفاع ميذارن. خب، قايق های ايرونی هم می خواستن همين کار را بکنن.

حالا به فرض اين قايق های فسقلی به کشتی های آمريکايی نزديک می شدن، چه غلطی می تونستن بکنن؟ اگه آمريکايی ها يک خمپاره کوچولو به طرفشون پرتاب می کردن که کارشون تموم بود. تازه اگه اين کار را هم می کردن کيه که جوابگو باشه. شورای امنيت؟ يا اون کشورهای دست نشانده عربی که دارن از ترس يک جنگ ديگه در خليج و از دست رفتن پول و پله شان سنگ کپ می کنن؟

من ميگم اسمش را بگذارن خليج آمريکايی و خيال همه را راحت کنن.

همه اش جنجال و هياهوست که هرچه بيشتر ايران را منزوی کنند. ولی انگار اين حنا ديگر رنگی ندارد. خود کشورهای عربی هم با اينکه حکومت هايشان دست نشانده است، فهميده اند که بايد با ايران کنار بيايند. دعوت احمدی نژاد به کنفرانس سران عرب کشورهای خليج و مراسم حج نمونه ای از همين کنار آمدن ها بود. عادی کردن روابط با مصر نمونه ديگر است. کشورهای عرب دست نشانده دارند به نحوی به جورج بوش دهن کجی مي کنند. ولی جورج بوش عزمش را جزم کرده که در همين يک سالی که از فاجعه ننگ آور رياست جمهوری اش باقی مانده نيش آخر را بزند.

به نظر می رسد دولتمردان ايرانی تا امروز توانسته اند به خوبی جلوی تبليغات روانی آمريکايی ها را بگيرند. آمريکا خواست ايران را منزوی کند. به نظر می رسد خودش با سياست های غلط و طرفداری بی چون و چرا از رژيم صهيونيستی بيشتر از هر زمان ديگر در منطقه و دنيا منزوی شده است.

در همين باره بخوانيد: Palestine is dead

پ.ن: هان، تازه يادم آمد. اينکه کشتی های آمريکايی در خليج «فارس» قراول ميروند و آمريکايی ها ده ها پايگاه نظامی در همين خليج «فارس» دارند تقصير احمدی نژاد است. و اينکه آمريکا در بندرعباس و بوشهر پايگاه نظامی ندارد تقصير آخوندهاست.

پ.ن 2: کسانی که فکر می کنند آمريکايی ها پارانويد نيستند فقط کافيست اين مقاله را بخوانند. خب بدبخت ها حق هم دارند. همه امپراتوری ها پارانويد بوده اند و همين پارانويا باعث سقوطشان شد. ايشالا!




نظرات:
With all due resepct Moahmmad agha I found some parts of your article slightly racist (against Westeners) I just think you are infected with rage against West or White people and ironicly enough you're living there
 
Sina, I’m trying to figure out which part of my post was racist. When one talks about the history of colonialism and neocolonialism, can we call him a racist or just a realist? Believe you me, some of my friends are white skinned!
As for the place that I live, it’s a personal choice based on my family and economic situation. I don’t want to live in the West, but at the moment I have no choice.
 
با این‌که لحن نوشته شما کمی عصبانی است، ولی شخصا به شما حق می‌دهم که عصبانی باشید و با کلیت نکته‌هایی که اشاره کردید کاملا موافقم.
من هم به عنوان یک ایرانی ناظر پروژه «هیولاسازی از ایران» در ارکستر رسانه‌ای غرب هستم،‌ همانطور که شاهد «ارکسترهای قبلی» آن در مورد «هیولای عراق»، «هیولای صربستان»، «هیولای مبهم تروریسم» و ... بوده‌ام.
واقعیت این است که آمریکا به عنوان «جنگ‌افروزترین» کشور جهان بعد از جنگ جهانی دوم و بزرگترین حمایت کننده تروریسم دولتی در جهان به ویژه آمریکای لاتین، فاقد صلاحیت قانونی،‌ حقوقی و اخلاقی در متهم کردن ایران یا هر کشور دیگر به تروریسم یا جنگ‌افروزی است.
 
MOhammad ahgha, Please let the others know why you have to live in a western country, where you are not at ease.
Someone with your ideas can easily match with the situation in Iran.and can find a good position in the government.
Please come back and leave that damn western counties for those people who love them and can accept their policies. Do not bother yourself and western people anymore
 
If I may try to figure out what Sina was saying, I think he meant that the behaviour of the American army has nothing to do with anyone's skin colour or ethnicity. American soldiers (many of whom are black, by the way) carry out the orders they are given, irrespective of the colour of skin, nationality, ethnicity, etc., of their victims. To accuse all "White" people of being racist, or to accuse all "Western" people of being arrogant, etc., is itself a racist attitude. It is like accusing all “black” people of being criminal, all Asian people of being inscrutable, etc.

I would add that the real struggle is not between "races," but between capitalist hegemony and anything that seeks to resist that hegemony. That struggle is worldwide, and goes on within every country in the world as well. Racism itself was invented by capital for imperialist purposes. Alireza
 
عليرضا، منظور از اين نوشته اين نبود که «نژاد پرستانه» باشد. همانطوريکه سينا گفت خود من دارم در غرب زندگي مي کنم. پس اين غرب بايستي يک مزيتي برايم داشته باشد که تصميم گرفته ام در اينجا زندگي کنم. منظور طرز فکري بود که در قرن نوزده و اوايل قرن بيستم وجود داشت. حالا ديگر کسي به عنوان «متمدن کردن مرد رنگين پوست» به آن اشاره نمي کند چون خب بعد از صدسال کلي پيشرفت کرده ايم. ولي ماهيت آن چيزي که روديارد کيپلينگ براي غارت ثروت اقليم «غيرمتمدن» از آن سخن مي گفت تغييري نکرده است. حالا اسمش را گذاشته اند «قواي آزادي»
 
well, Alireza said it all :) cheers
PS. Mohammad agha it's absolutely none of my business where you choose(or obliged) to live. I just found it ironic
 
Yes, Sina, a person's place of residence is a personal matter, not a political one. For instance, there are literally tens of millions of ("White") people in the United States who were born and raised in the United States, and who oppose its whole government with all their being. But it would be absurd to tell them to move elsewhere if they don't like it there. But you bring up an interesting issue, because it is indeed ironic that there are so many Americans who hate America, even though America's system is forced on the rest of the world as the ideal of perfection. Alireza
 
دولت جمهوري اسلامي با حراج منابع ملي از انزواي خود جلوگيري مي كند نه با مدريت و ديپلماسي قوي....واقعا" متاسفم براي هموطناني كه هنوز فكر مي كنند عدم رابطه با آمريكا به دليل عزت مدار بودن حكومت گران جمهوري اسلامي است....شايد نياز به 200 سال داشته باشيم تا دستهاي استعمار را در پشت تصميم هاي عزت مدارانه!!! ببينيم. از تورنتو چه خبر؟؟؟ هواي اينجا كه خيلي سرده بدون گاز...اونجا هوا خوبه؟؟؟!!!!!
 
سلام به محمد عزیز بعد از چند ماه دوری از بلاگستان!
امیدوارم خوب و خوش وسلامت باشی
این قضیه بعد از قرار دادهای چند ده میلیاری تسلیحاتی با شبه کشور های حاشیه جنوبی خلیج فارس معلوم شد که چرا دقیقا همزمان با سفر بوش مطرح شده و توسط خود بوش و سایر مسئولین چندین و چند بار تکرار شد تازه آخرش هم که یکی از مجلات تخصصی فاش کرد که این مسئله و این صدای رادیویی چیز جدیدی نبوده و همیشه بوده....
http://www.bbc.co.uk/persian/iran/story/2008/01/080114_he-hormuz-navy.shtml

با آرزوی سلامتی و سر افرازی
 
ارسال یک نظر

اشتراک در نظرات پیام [Atom]



پیوندهای مربوط به این پیام:

ایجاد یک پیوند



<< صفحهٔ اصلی
:رأی بدهيد Balatarin

This page is powered by Blogger. Isn't yours?

اشتراک در پست‌ها [Atom]

تنها با ذكر كامل منبع ، استفاده از مطالب وبلاگ آزاد است ©